ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

برخوردهای دوگانه بسیاری از زنان در ایران و جهان

نوشته شده توسط مدیریت سایت on .

1- سرکش و نافرمان - پرتوقع و...درخانه !! درحالیکه برای یک حقوق  ناچیز ماهیانه درادارات ویا شرکتها روزانه شاید صدبار به مافوق و ارباب رجوع ...چشم میگوید اما در خانه ...نه!!  بطور مثال اکثر و یا همه مردان و زنان کشور گذارشان به بانک ها افتاده است ...بمحض اشاره رئیس یا معاون شعبه کارمن خانمی را به کاری دستور دهد ...حتی گاهی اوقات بااشاره سر و یا دست ؛  بجز کلمه

1- سرکش و نافرمان - پرتوقع و...درخانه !! درحالیکه برای یک حقوق  ناچیز ماهیانه درادارات ویا شرکتها روزانه شاید صدبار به مافوق و ارباب رجوع ...چشم میگوید اما در خانه ...نه!!  بطور مثال اکثر و یا همه مردان و زنان کشور گذارشان به بانک ها افتاده است ...بمحض اشاره رئیس یا معاون شعبه کارمن خانمی را به کاری دستور دهد ...حتی گاهی اوقات بااشاره سر و یا دست ؛  بجز کلمه

«« چشم چیز دیگری نمی شنوید»» من روزی به دخترم میگفتم ...همین خانم که شاید برای ماهیانه  یک میلیون تومان ؛ روزانه تا صدبار چشم میگوید !! در خانه و با همسر خود که شاید مخارج مسکن و خوراک و پوشاک اهل و عیال واز جمله همین خانم را بازحمت هرچه فراوان تامین میکند دریغ از یک چشم گفتن !! حالا در بسیاری از شهرهای بزرگ و محلات مرفه نشین ...زیورآلات خانم و مبلمان

رنگا رنگ و پرده های آنچنانی و خودرو در اختیار خانم و وسایل منزل و ...سر به فلک میکشد !!! انگار که مرد خانه حمال و مجبور به خواسته های خانم است و بس !! بنظر میرسد آن روانپزشک حاذق و مشاور خانواده  درست میگفت که دختران تا قبل از ازدواج یک چیز میخواهند و بعد از ازدواج ...همه چیز!!

2 - بیشتر مقصودم دختران امروزی است که به سن ازدواج رسیده اما همچون بعضی از پسران هم سن و سال خود بنوعی دچار توهم هستند وانقدر که به آرزوها و خواسته ها می انذیشند به داشته ها و رفع نیازهای خود و شریک زندگی خویش فکر نمیکنند !!

مهدی خزعلی : گرگ ها ! "پرت كردن ميان گرگ ها"

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on .

مهدی خزعلی : گرگ ها ! "پرت كردن ميان گرگ ها"

 مدیر کل وزارت می گفت:"از نظر اقتصادی نابودت ی کنیم و همه راههای فعالیت تو را می بندیم! و بیش ازده سال چنین کردند و مرا در شعب ابیطالب قرار دادند تا در میان مشکلات اقتصادی غرق شوم!   مقاله زیر حکایت ما و بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی است!"
مهدی خزعلی
٩٨/٤/٢٦

این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد.
در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود
بلکه به شکلی غیر مستقیم و نامرئی، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند.

در چنان شرایطی، فرد مورد نظر به قدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هر آنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که در نهایت کارش به دیوانگی و خودکشی و یا فرار میکِشید
و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت...

حمیدرضا حق جو: خردستيزي و انحطاط ایدئولوژیک ثروتمندترین کشورها را به خاک سیاه می‌نشاند

نوشته شده توسط مدیریت سایت on .

حمیدرضا حق جو (2L) خردستيزي و انحطاط ایدئولوژیک ثروتمندترین کشورها را به خاک سیاه می‌نشاند   ▪️روس‌ها باز هم در سیبری معادن الماس کشف کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود سهم فعلی ۲۵ درصدی خود از بازار جهانی الماس را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. آنها تنها در سال ۲۰۱۸ سی و هفت میلیون قیراط الماس ناخالص تولید کرده‌اند.   ▪️جالب است که بدانید گورباچف برای تامین مخارج سال‌های پایانی جنگ افغانستان ۲۰۰ تن طلا و الماس فروخت.   ▪️ روسیه از لحاظ منابع زیرزمینی اعم از نفت، گاز و فلزات و سنگ‌های قیمتی مقام اول را در جهان داراست و تنها ایالات‌متحده تا حدودی با این کشور قابل مقایسه می‌باشد.   ▪️ شوربختی بشریت آنجا بود که مرام ضد بشری کمونیسم تنها با پیروزی در کشوری مانند روسیه می توانست به یک ابرقدرت و بلوک جهانی تبدیل شود. کمونیسم این ثروت بی‌همتا و مافوق تصور را صرف جنگ افروزی و دسیسه‌چینی برای سلطه یافتن بر جهان کرد.   ▪️از کمونیست‌های کوبایی و ویتنامی و همتایان آنگولایی و یمنی‌شان تا عرفات و کارلوس و آلنده در چهارگوشه جهان از مسکو پول توجیبی ماهانه می‌گرفتند.   ▪️مردم شوروی اما سودی از این ثروت بی‌کران نبردند. در دهه بیست و سی میلادی میلیون‌ها نفر از مردم شوروی از گرسنگی هلاک شدند و در برخی نقاط کشور از جمله اکراین موارد متعددی از آدم‌خواری ناشی از گرسنگی ثبت شد. لنین حتی در شرایطی که در کرملین هم سوخت کافی برای گرم شدن وجود نداشت، سقف بالای سرشان چکه می کرد و در خیابان‌های اطراف جنازه‌های مردمی که از سرما یا گرسنگی مرده بودند، گوشه و کنار به چشم می‌خورد، کمک‌های مالی ماهانه به کمونیست‌های آلمانی، مجاری، فرانسوی و چینی را بدون وقفه کنار می‌گذاشت.   ▪️ این ثروت زیرزمینی بی کران روسیه بود که اجازه داد دولت شوروی تا آغاز دهه هفتاد میلادی با اقتصادی تقریبا بسته و بدون نیاز جدی به تجارت با جهان خارج به حیات خود ادامه دهد.   ▪️دولت شوروی این ثروت را با بالاترین نسبت اتلاف و آلودگی محیط زیست در جهان مصرف می‌کرد. چاه و معدن بود که پشت سرهم خالی شده و متروک رها می‌شد. ولی باز ثروت در اعماق بیشتر زمین موجود بود. ولی هزینه و سطح فن‌آوری مورد نیاز برای استخراج بالاتر می‌رفت. در شهرک‌های استخراج الماس در سیبری برف سیاه می‌آمد و شهرهای نفتی را غباری سیاه پوشانده بود. ولی کوچکترین استاندارد و محدودیتی برای حفاظت از محیط زیست وجود نداشت.   ▪️ دولت شوروی سخاوتمندانه این کشور زرخیز را در راه انقلاب جهانی و سوسیالیسم مصرف می کرد. پیشرفت علمی و صنعتی صورت می گرفت. اما همه در خدمت صنایع نظامی.   ▪️ کمونیسم، روسیه را که پیش از انقلاب بلشویکی از مهمترین صادرکنندگان غلات در جهان بود، به بزرگترین واردکننده آن در دهه هفتاد میلادی تبدیل نمود. شاید این تصور پیش بیاید که مصرف به میزان چشمگیری افزایش یافته‌بود. اما به هیچ وجه چنین نبود. مردم شوروی در عسرت و تنگی زندگی می کردند. آمارها نشان می‌دهد که در دهه هشتاد میلادی شاخص امید به زندگی و نرخ مرگ و میر در شوروی به کشورهای فقیر آفریقایی نزدیک شده بود.  ▪️ در عوض شوروی از لحاظ کمی بزرگترین نیروی نظامی در سراسر تاریخ بشر را ساخته و پرداخته بود. تجهیزات نظامی سبک و سنگین حتی در مقایسه با ایالات متحده در تیراژ و مقیاسی عظیم و حیرت‌آور ساخته می شدند. تفنگ خودکار کلاشنیکف روسی یک دهم همتای آمریکایی آن ام-۱۶ قیمت داشت.   ▪️چه در گذشته و چه امروز بیش از هشتاد یا نود درصد سلاح‌های مورد استفاده گروه های شبه‌نظامی یا تروریستی در سراسر جهان ساخت شوروی است.   ▪️ همین امروز می‌توان هزاران گورستان رها شده که هر یک مملو از صدها تانک و هواپیمای جنگی است را در سرتاسر خاک روسیه، اوکراین یا دیگر جمهوری‌ها مشاهده کرد. تجهیزات نیرومند و گران‌قیمتی که نه مشتری برایشان پیدا شده و نه دولت‌های فعلی توان پرداخت هزینه سنگین نگهداری و به خدمت گرفتن آنها را دارند. گورستان‌هایی که آینه تمام‌نمای ناعقلانیت و انحطاط یک ایدئولوژی‌اند.

روس‌ها باز هم در سیبری معادن الماس کشف کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود سهم فعلی ۲۵ درصدی خود از بازار جهانی الماس را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. آنها تنها در سال ۲۰۱۸ سی و هفت میلیون قیراط الماس ناخالص تولید کرده‌اند.

جالب است که بدانید گورباچف برای تامین مخارج سال‌های پایانی جنگ افغانستان ۲۰۰ تن طلا و الماس فروخت.

روسیه از لحاظ منابع زیرزمینی اعم از نفت، گاز و فلزات و سنگ‌های قیمتی مقام اول را در جهان داراست و تنها ایالات‌متحده تا حدودی با این کشور قابل مقایسه می‌باشد.

 شوربختی بشریت آنجا بود که مرام ضد بشری کمونیسم تنها با پیروزی در کشوری مانند روسیه می توانست به یک ابرقدرت و بلوک جهانی تبدیل شود. کمونیسم این ثروت بی‌همتا و مافوق تصور را صرف جنگ افروزی و دسیسه‌چینی برای سلطه یافتن بر جهان کرد. از کمونیست‌های کوبایی و ویتنامی و همتایان آنگولایی و یمنی‌شان تا عرفات و کارلوس و آلنده در چهارگوشه جهان از مسکو پول توجیبی ماهانه می‌گرفتند.

مردم شوروی اما سودی از این ثروت بی‌کران نبردند. در دهه بیست و سی میلادی میلیون‌ها نفر از مردم شوروی از گرسنگی هلاک شدند و در برخی نقاط کشور از جمله اکراین موارد متعددی از آدم‌خواری ناشی از گرسنگی ثبت شد. لنین حتی در شرایطی که در کرملین هم سوخت کافی برای گرم شدن وجود نداشت، سقف بالای سرشان چکه می کرد و در خیابان‌های اطراف جنازه‌های مردمی که از سرما یا گرسنگی مرد%D

متولیان امورومردم بویژه بعضی از زنان و مردان ایران زمین !!: نگذارید بعضی از ایثارگران ؛ جانبازان ؛ آزادگان و خانواده های شهدا؛ از کرده پشیمان شوند؟؟!! قسمت دوم

نوشته شده توسط مدیریت سایت on .

نهمین همایش ملی قهرمانان و راست قامتان جلوه ایثار ویژه تجلیل از جانبازان قطع نخاعی، یادواره سرلشگر شهید ورزشکار حاج حسین خرازی عکس ها: نصیرمقدری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سردار شهید حمید باکری قائم مقام لشکر 31 عاشورا
تاریخ شهادت: 6/12/1362 – جزیره مجنون

«دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب شما كند، در غير اين صورت زماني فرا مي‌رسد كه جنگ تمام مي‌شود و رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند:
 یک: دسته‌اي كه به مخالفت با گذشته خود برمي‌خيزند و از گذشته خود پشيمان مي‌شوند.
دو: دسته‌اي كه راه بي‌تفاوت را بر مي‌گزينند و در زندگي مادي غرق مي‌شوند.
سوم: دسته‌اي كه به گذشته خود وفادار مي‌مانند و احساس مسئوليت مي‌كنند كه از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهيد با رسیدن به شهادت از عواقب زندگي پس از جنگ در امان بمانيد، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسيار سخت و دشوار خواهد بود.»
4 – صراحتا وبعنوان دوبرادر شهید و سه جانباز و مصدوم دفاع مقدس می نویسم که نه من و فکرمیکنم نه هیچکدام از رزمندگان برای خدا شریک درست نمیکنیم و برای رضای خدا رفتیم :
رضایت خدا در اسایش ؛ آرامش ؛ عدالت برای مردم ؛ حفظ خانه و کاشانه و نوامیس آنهاست مدیریت کارامد جامعه ؛ اخلاق وانصاف ؛ انسانیت وکمک به همنوع ؛ مبارزه بافساد و رانت و ... و ...میباشد .و تحقق اینها همت و تلاش دولت مردمان ومردم را میخواهد ...اما آیا قدم ویا قدم هایی در این راه برداشته و برمیداریم !!! برای پیشگیری از فساد و رانت و رشوه و ...چه کردیم؟؟
مگر غنایم جنگی ازآنِ رزمندگان نیست؟؟!! اینهمه زمینهای ایران که توسط بعثیان عراقی اشغال شده بود و با فداکاری رزمندگان و باهزینه های بسیار سنگین آزاد شد ...انهمه تجهیزات نظامی که بعد از هر عملیات ؛ بدست می آمد چه شد؟؟ شاید حق دارند کسانی که میگویند «« آنقدر که اسراییل برای سربازانش ارزش قایل است ...مانیستیم!!»»
در اینجا طرح چندموضوع برای روشن تر شدن موضوع ؛ ضروری بنظر می رسد :
الف : دوستی از رزمندگان نقل میکرد یک جانباز شیمیایی را بعد از طی هفت خوان رستم!! حکومت ایران !! برای معالجه وبه کمتر رساندن آلام یک جانبازی به کشوری پیشرفته در غرب اعزام  میکنند تصادفا خواهر فوتبالیست معروف ( رونالدو ) درآن بیمارستان بعنوان پزشک و یا پرستار کارمیکرده و مسئول رسیدگی به آن جانباز بوده است ... روزی پرستار متوجه میشود آن جانباز شیمیایی خیلی دلتنگ وآزرده است !! ازجانباز ایرانی می پرسد چه کنم تا از این حالت بیرون بیائی ؟ جانباز به هر دلیل ...میگوید خیلی دوست دارم رونالدو را از نزدیک ببینم غافل از اینکه ؛ آن خانم خواهر رونالدو است .
روز بعد که جانباز چشم باز میکند میبیند رونالدو و همان پرستار کنار تخت جانباز منتظر بازشدن چشم جانباز میشود ...بطور بهت آوری و خوشحال از این توجه خارج ازوظایف پرستار ویا پزشک خود می پرسد چطور شد ؟ که خواسته روز گذشته من محقق شد ...پرستار میگوید رونالدو برادرمن است و من از اوخواستم واو باکمال میل قبول کرد که بیاید !! وحالا آمده است ...
وقتی دوستم موضوع را گفت یاد جمله معروف و تاریخی سیدجمال الدین اسدآبادی افتادم که گفت ونوشت «« در غرب رفتم ؛ مسلمان دیدم : اما اسلام نه ودر کشور های اسلامی رفتم ؛ اسلام دیدم اما مسلمان نه !!»»