ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

پرینت

نمونه ای از عدل علی ( علیه السلام)

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب نمونه

علی علیه اسلام

موقعی که مردم پس از قتل خلیفه سوم مسلمانان به بیت المال حمله کردند، حسابداران ایرانی که در آن جا مشغول کار بودند، نتوانستند که زر و سیم و سایر اشیای گرانبهای بیت المال را از خطر دستبرد برهانند ولی درعوض موفق شدند که دفاتر بیت المال را حفظ کنند.

وقتی علی (ع) به دفاتر بیت المال مراجعه کرد، دید که در دوره خلافت خلیفه سوم عده ای کثیر از اشراف و توانگران مدینه و مکه و طائف و سایر بلاد عربستان از بیت المال مستمری دریافت می کرده اند بدون اینکه احتیاج به مستمری داشته باشند. علی (ع) می دانست که خلیفه سوم به عده ای کثیر از خویشاوندان و افراد طائفه خود از محل بیت المال مستمری می دهد ولی اطلاع نداشت که شماره کسانی که مستمری از بیت المال می گیرند آنقدر زیاد باشد و حتی توانگران درجه اول مدینه و مکه و سایر بلاد عربستان از بیت المال مقرری دریافت نمایند.

 

دوازده روز بعد از اینکه علی (ع) به خلافت رسید به وسیله جارچی ها جار زد که از این به بعد مستمری کسانیکه در دوره خلافت خلیفه سوم بدون استحقاق از طرف بیت المال پرداخته می شد، قطع می شود. چون علاوه براینکه آن مستمریها ناحق بود، چون مقداری زیاد از وجوه نقد و مجموع جواهر و اشیاء نفیس بیت المال به تاراج رفته نمی توان مستمری ها را پرداخت.

وقتی صدای جارچیان به گوش کسانی که از بیت المال مستمری دریافت می کردند، رسید از فرط وحشت و خشم لرزیدند. آنها عادت کرده بودند که در دوره دوازده ساله حکومت خلیفه سوم بدون اینکه کار کنند، از محل بیت المال درآمدهای گزاف داشته باشند و با تجمل زندگی نمایند و اوقات خود را به مصرف عیش و لعب برسانند. ولی در آن روز یک مرتبه متوجه شدند که ریشه درآمد گزاف رایگان آنها خشک شد و دیگر نمی توانند غلامان و کنیزان زیبا خریداری کنند و با تجمل زندگی نمایند.

سه روز بعد از این واقعه مرتبه ای دیگر جارچی ها از طرف علی (ع) جار زدند و این مرتبه خلیفه به کسانی که در دوران خلافت خلیفه سوم بدون استحقاق، مستمری می گرفتند اخطار کرد که نه فقط بعد از آن، مستمری قطع می شود بلکه هرچه  در دوره دوازده ساله خلافت قبلی از بیت المال دریافت کرده اند، باید پس بدهند. عماربن یاسر بعد از اینکه صدای جارچی را شنید با شتاب خود را به خانه علی (ع) رسانید و گفت یا علی، آیا فکر کرده ای که اثر احکام جدید تو چه خواهد بود؟ و چگونه عده ای کثیر را با تو دشمن خواهد کرد؟ تو در فاصله سه روز دو حکم صادر کردی یکی راجع به قطع مستمری کسانی که تا امروز از بیت المال مستمری دریافت می کردند و دیگری راجع به لزوم مسترد داشتن وجوهی که تا امروز همان اشخاص از بیت المال دریافت کرده اند. حکم اول تو برای آن اشخاص به قدر کافی ناهموار بود و آنها را با تو دشمن کرد. لیکن این حکم که امروز صادر کرده ای برای آنها غیر قابل تحمل است و چگونه آنها می توانند وجوهی را که در مدت دوازده سال از بیت المال به عنوان مستمری دریافت کرده اند، امروز بپردازند؟

علی (ع) گفت: پولی که به ناحق گرفته شده باید مسترد گردد و من حکم خد را به موقع اجرا می گذارم و از خصومت کسانیکه مستمری می گرفته اند، بیم ندارم.

پیش بینی عماربن یاسر درست درآمد و هنوز بیست روز از خلافت علی (ع) نگذشته بود که تمام کسانی که در دوره خلافت خلیفه سوم از بیت المال مستمری های گزاف می گرفتند، با علی (ع) دشمن شدند و ... داستان جنگ جمل ... . (برگرفته از صفحات 414 و 415 کتاب عایشه بعد از پیغمبر – نوشته کورت فریشلر – ترجمه ذبیح اله منصوری)

اشتراک گذاشتن این مطلب

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر